تبليغاتX
سخنی با امام زمان عج

سخنی با امام زمان عج

یا حسین شهید

خاطره از رهبری

آقاي سيد حسن نصرالله ( دبير كل حزب الله لبنان مي گفت : يك دفعه به همراه شوراي حزب الله لبنان محضر مقام معظم رهبري بوديم. اوج سختي و تنگنايي ما بود و خيلي به حزب الله سخت مي گذشت. كنفرانس شرم الشيخ هم صورت گرفته بود، همه توطئه ها شده بود كه حزب الله را نابود كنند.

 موقعي كه ما با رهبر معظم جهان اسلام ديدار داشتيم، ايشان به ما اميد داد و فرمود :شما پيروز مي شويد، اين چيزها زياد مهم نيست . سپس اضافه كردند : من در اداره امور كشور بعضي وقتها حل مسائل برايم دشوار مي شود و ديگر هيچ راهي پيدا نمي شود . به دوستان و اعوان و انصار مي گويم كه آماده شويد به جمكران برويم . راه قم را پيش مي گيريم و راهي مسجد جمكران مي شويم . بعد از راز و نياز با آقا، من احساس مي كنم همانجا دستي از غيب مرا راهنمايي مي كند و من در آنجا به تصميمي مي رسم ومشكل بدين صورت حل مي شود و همان تصميم را عملي مي كنم.

 

             حجت السلام والمسلمين كعبی: عضو مجلس خبرگان رهبري

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و پنجم فروردین 1389ساعت 20:33  توسط حامد تدین قطب آبادی  | 

اگر تو بيايی زمين .......

سلام آقا؛سلام سرور

بذار؛راحت و رک و راست بگم

اگر راستش را بخواهید؛ یک مشکل کوچک دارم که می دانم

فقط و فقط با دستای پر مهره شما حل می شه؛ مانند تک تک لحظات عمرم.

و  این که بار می خوام به مردم دنبا بگم که؛؛؛؛

درسته که پدرمون غایبه ؛

درسته که  پرده ی غیبت نمی ذاره؛ که چهره ی دل گشای

 آقامون رو ببینیم ؛

درسته که گناهامون آنقدر زیاده که از روبرو شدن باهاش خجالت ؛

سرخ و سفیدمون می کنه؛ولی؛

سرورمون آنقدر بزرگوار و مهربون هست ؛ که برای تک تک مشکلاتمون

دعا کنه و کاری انجام بده.

می خوام به تمام دنیا بگم که میای؛

می خوام که به تمام ستاره ها و کهکشون ها؛ تو را  نشان بدم و

به مردم فریاد بزنم که ؛آهای مردم ؛از خواب پاشید؛

مهدی موعود آمده؛

کسی که روز و شب فریادش می زدید؛

کسی که تو دعا هامون می خواندیمش ؛

کسی که همیشه و همه جا به درد دلامون گوش میداد؛

کسی که  محرم تمام اسرارمون بود ؛

کسی که اگر تمام عالم بهمون پشت می کرد ولی اون یاورمون بود؛

اماممون ؛سرورمون؛ پدرمون آمده .....؛؛؛

.................

ولی افسوس؛افسوس؛که هنوز چشمانم لیاقت دیدن چهره ی

زیبا و دلربایت را ندارد.

افسوس که هنوز نیامدی؛و همه ی این ها آرزو های ما عاشقاست؛

که معلوم نیست که کی بشه.....

وما باید بازهم انتظار بکشیم؛انتظار.

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و پنجم فروردین 1389ساعت 20:26  توسط حامد تدین قطب آبادی  | 

اگر تو بيايی زمين .......

سلام آقا؛سلام سرور

بذار؛راحت و رک و راست بگم

اگر راستش را بخواهید؛ یک مشکل کوچک دارم که می دانم

فقط و فقط با دستای پر مهره شما حل می شه؛ مانند تک تک لحظات عمرم.

و  این که بار می خوام به مردم دنبا بگم که؛؛؛؛

درسته که پدرمون غایبه ؛

درسته که  پرده ی غیبت نمی ذاره؛ که چهره ی دل گشای

 آقامون رو ببینیم ؛

درسته که گناهامون آنقدر زیاده که از روبرو شدن باهاش خجالت ؛

سرخ و سفیدمون می کنه؛ولی؛

سرورمون آنقدر بزرگوار و مهربون هست ؛ که برای تک تک مشکلاتمون

دعا کنه و کاری انجام بده.

می خوام به تمام دنیا بگم که میای؛

می خوام که به تمام ستاره ها و کهکشون ها؛ تو را  نشان بدم و

به مردم فریاد بزنم که ؛آهای مردم ؛از خواب پاشید؛

مهدی موعود آمده؛

کسی که روز و شب فریادش می زدید؛

کسی که تو دعا هامون می خواندیمش ؛

کسی که همیشه و همه جا به درد دلامون گوش میداد؛

کسی که  محرم تمام اسرارمون بود ؛

کسی که اگر تمام عالم بهمون پشت می کرد ولی اون یاورمون بود؛

اماممون ؛سرورمون؛ پدرمون آمده .....؛؛؛

.................

ولی افسوس؛افسوس؛که هنوز چشمانم لیاقت دیدن چهره ی

زیبا و دلربایت را ندارد.

افسوس که هنوز نیامدی؛و همه ی این ها آرزو های ما عاشقاست؛

که معلوم نیست که کی بشه.....

وما باید بازهم انتظار بکشیم؛انتظار.

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و پنجم فروردین 1389ساعت 20:25  توسط حامد تدین قطب آبادی  | 

درد و دلی با اقایم

    چقدر از تو دور ماندم !

 

چقدر از تو دور ماندم ، جقدر از خود دور ماندم . کلامم را با چشم دل بخوان که ببینی آن را با آب زلالی از جنس اشک نوشته ام . آن را بخوان که حدیثی از فراق تو ست. آن را بخوان وبدان که از خود توان نوشتن نداشتم .

یادم است که میگفتی باید به آنجایی که لایق آنیم ، یعنی بهشت برین دست یابیم . اما میدانی که بی تو یافتن مسیر بهشت چقدر دشوار است . آخر نشان آن را از که بپرسم که خود ره گم کرده نباشد و از که بپرسم در حالی که هیچ  راه شناسی نمی یابم ودر این سرای بی کسی تنها خود را میبینم بی تو و تنها و نمی دانم بعد از تو چه کسی با لبخندش مرا به سوی خدا خواهد خواند و چه کسی با نگاهش قلبم را آرام خواهد کرد که مهدی (عج) می آید . دیگر چه کسی عصا زنان راه نماز را نشانم خواهد داد  . دیگر چه کسی با قطرات اشکش بذر حب مولا را در دلم خواهد کاشت .

کاش بودی ودستم را می گرفتی یا شاید ای کاش من بودم در آن مسیری که تو در آن قدم بر می داشتی . ولی افسوس که آن راه را گم کرده ام ، همان راهی که تونشانم دادی ، راه بهشت را می گویم ، همان بهشت گم شده .

یادت هست آن روزی را که رفتی ، من در کجای این مسیر بودم ، حال آرزو دارم همان جا مانده بودم تا لااقل راه را گم نکرده بودم . اما میدانم که نمی توان در یک جا ماند وباید رفت واز این روست که به امید خدا به خود جرئت حرکت دادم و می دانم آن را به مدد تو خواهم یافت .      ان شا الله 

                                      

                                                                 سعید

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و پنجم فروردین 1389ساعت 20:23  توسط حامد تدین قطب آبادی  | 

درد و دل با امام زمان عج

لیوان آب

صدای زیبای آبشار نقره ای را با همین گوشهای تیزم می شنوم0 گویی که قطره قطره اش برایم حکم یک دریا دارند،صدایشان کردم آمدند وبرایم یک جام از آب گوارا آوردند،گفتم:مگر خودتان تشنه نیستید گفتند ما سیرابیم،اما تو هنوز رودخانه دلت کویر است،لیوان را گرفتم،نوشیدم آن را،گوارا بود وبه دلم نشست ودر همان لحظه دیدم صدایی دگر نمی شنوم،هر چه نگاه کردم آن همان قطرات آب را ندیدم، گفتم خدایا جرا اینگونه مرا تنها گذاردند0 چرا اینگونه سیراب شدم،اما مرا خواب کردند ورفتند،صدایی شنیدم0 به سویش دویدم ورسیدم،آریٍ،آری،این همان آبشار است ورفتم یک لیوان را در کنار سنگ ریزه های آبشار دیدم،دویدم،دویدم،آنقدر که دوباره تشنه شدم اما دیدم نوری کنارم ایستاده ،گفتم که هستی!:

گفت:همان کسی که در انتظارش کنار جاده سرنوشت نشسته ای،گفتم من لیاقت ندارم،چرا سراغم آمدی،گفت:پاک است دلت،اینگونه مگذار آلوده شوند،گفتم:چگونه،گفت مرا طلب کن،صدایم زن،گفت نمی رسد صدایم به گوشت،گفت رسیده،اما نه با آن لحنی که باید مرا طلب کنی،گفتم عشقم را چه کنم،گفت:عاشق باش،اما آنگونه که خودت می گویی بر سر جاده انتظار منتظرش باش0 این را گفت:واز جلوی چشمان سیاهم محو شد0     

*فاطمه مردانی*ساغر

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و پنجم فروردین 1389ساعت 20:6  توسط حامد تدین قطب آبادی  | 

شعر امام زمان (عج)

 

 

مجنون حریف غصه لیلا نمیشود

زخم فراق بی تومداوانمیشود

فالی زدم به حضرت حافظ بازگفت

بخت همیشه بسته ما وانمیشود

آب از سرم گذشت دراین موج بیکسی

ساحل حریف طعنه دریا نمیشود

دلخوش به هیئتم که شنیدم حضور تو

جز در هوای روضه سقا نمیشود

جان دو دست حضرت عباس جان مشک

آقا بیا که بخت دلم پا نمیشود

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و پنجم فروردین 1389ساعت 20:0  توسط حامد تدین قطب آبادی  | 

بی تو - شعر امام زمان (عج)

بهار عشق شکوفا نمی شود بی تو

بیا که غنچه ی دل وا نمیشود بی تو

بر آی از افق ای آفتاب صبح امید

که شب رسیده و فردا نمی شود بی تو

هزار چشمه جوشان به دشتها جاریست
یکی روانه ی دریا نمی شود بی تو

ز سرد مهری شبهای هجر دلتنگم

بیا که عقده ی دل وا نمی شود بی تو

بیا،بیا گره از کار عاشقان بگشای
که عشق و عاطفه معنا نمی شود بی تو

 

اللهم عجل لولیک الفرج

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و پنجم فروردین 1389ساعت 19:58  توسط حامد تدین قطب آبادی  | 

 

حضرت مهدی . امام زمان ( عج) . وبلاگ مهدویت . قائم . محمد. تولد امام زمان. نیمه ی شعبان .  15شعبان . مسجد مقدس جمكران . بقیه الله . گل زهرا . انتظار . ظهور . منتظر . دانلود .عکس . . مناجات . دانلود آهنگ صیاد افتخاری . دانلود دعای فرج . عکس جمکران . غیبت امام زمان عج . دعای ندبه صبح جمعه . دانلود مولودی حضرت مهدی کریمی بیا ابا صالح ای گل فاطمه . دانلود . كرامت . فرمایشات امام خمینی (ره) و رهبر انقلاب درباره امام زمان (عج) . valy12

سئوالی ساده دارم از حضورت ، من آیا زنده ام وقت ظهورت

اگر که آمدی من رفته بودم ، اسیر سال و ماه و هفته بودم

دعایم کن دوباره جان بگیرم،  بیایم در رکاب تو بمیرم

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و دوم فروردین 1389ساعت 21:3  توسط حامد تدین قطب آبادی  | 

حرف خودمونی با عزیز فاطمه (س)

سلام ای مصدر نور محبت

سلام ای شعر پر شور محبت

سلام ای دلربای دلربایان

به دلهائی تو مشهور محبت

سلام ای بحر امواج عنایت

بیا یابن الحسن جانم فدایت

یا ابا صاح المهدی ادرکنی

اللهم عجل لولیک الفرج

************************

اگر بیایی، چشمهایم را سنگفرش راهت خواهم كرد

تو می آیی و در هر قدم، شاخه ای از عاطفه خواهی كاشت

و قاصدکی را آزاد خواهی كرد.

تو می آیی و روی هر درخت پر شكوه لانه ای از امید برای

كبوتران غریب خواهی ساخت.

تو می آیی در حالی كه دستهایت پر از گلهای نرگس است

تو دل سرد یكایك ما را با نواهای گرمت آفتابی می کنی

و كعبه عشق را در آنها بنا خواهی كرد.
تو می آیی و دست نوازش بر سر میخك هایی

خواهی كشید كه باد كمرشان را خم كرده است.

تو حتی بر قلب كاكتوسها هم رنگ مهربانی خواهی زد

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و دوم فروردین 1389ساعت 20:52  توسط حامد تدین قطب آبادی  | 

دیدار با امام زمان (عج)

امام زمان در نامه‌اي به چهارمين و آخرين نائب خاصش، چنين مي‌نويسد: به نام خداوند بخشنده‌ مهربان؛ اي علي بن محمد سمري! خداوند به بازماندگان تو صبر عطا كند؛ زيرا تو تا شش روز آينده از دنيا خواهي رفت. پس كارهاي خود را سامان ده و كسي را به عنوان جانشين خود معرفي نكن، زيرا زمان غيبت دوم (غيبت كبري) فرا رسيده است. پس از اين،‌ ظهوري نخواهد بود مگر با اذن الهي و اين بعد از زماني طولاني و قساوت دل‌ها و پر شدن زمين از جور خواهد بود. و به زودي كساني در ميان شيعيان من پيدا خواهند شد كه مدعي مشاهده و ديدار با من هستند، آگاه باشيد كه هر كسي پيش از خروج سفياني و صيحه، مدعي مشاهده شود، دروغ‌گو و مفتري است. و لا حول و لا قوة الا بالله العلي العظيم.

علامه‌ مجلسي در ذيل اين روايت مي‌گويد، از آنجا كه خبرهاي زيادي درباره‌ ديدار با امام زمان از سوي عالمان بزرگ به دست ما رسيده است، براي اين‌كه وجه جمعي ميان آن داستان‌ها و اين حديث داشته باشيم، شايد بتوان گفت كه منظور از اين روايت مشاهده‌ همراه با ادعاي نيابت و دريافت اخبار خاص از جانب امام زمان است. ميرزا حسين نوري صاحب كتاب مستدرك الوسائل، كتابي دارد به نام جنة المأوي كه در ضمن جلد پنجاه و سوم بحار الانوار به چاپ رسيده است. اين عالم بزرگوار درباره‌ محتواي اين حديث بحثي مفصّل را مطرح كرده است كه به بخش‌هايي از آن اشاره مي‌كنيم. ايشان پس از آن كه مي‌پذيرد كه اين حديث، با حكايت‌ها و داستان‌هايي كه از بزرگان درباره‌ ديدار با امام زمان نقل شده است، منافات دارد، به بيان توجيهاتي درباره‌ محتواي حديث مي‌پردازد. از جمله مي‌گويد:

اولاً، اين حديث، يك خبر واحد مرسل است؛ بنابراين، نمي‌توان با استناد به آن، همه‌ داستان‌ها و حكايت‌هايي را كه درباره‌ ملاقات با امام زمان نقل شده است تكذيب كرد.

ثانياً، مي‌توان آن توجيه علامه‌ مجلسي را پذيرفت؛ يعني بگوييم كه ممكن است اين حديث مشاهده‌ همراه با ادعاي نيابت را تكذيب كرده باشد.

ثالثاً، با استناد به سخنان يكي از شخصيت‌هاي داستان جزيره‌ خضراء، به نام سيد شمس الدين محمد، كه بنابر ادعاي داستان مذكور، از نسل ششم نوادگان حضرت مهدي بوده است، مي‌گويد: محتواي اين حديث ناظر به شرايط و اوضاع قرن چهارم است؛ يعني دوراني كه غيبت كبري در آن رخ داد؛ دوران غربت و مظلوميت تشيع؛ دوراني كه شيعيان، از ترس عمال سلاطين جور، نمي‌توانستند حتي در ميان خودشان نيز نام آن حضرت را بر زبان بياورند.

رابعاً، ممكن است كه منظور از اين حديث اين باشد كه هيچ كس مكان اقامت آن حضرت را نمي‌داند و اين منافاتي با ملاقات با او يا مشاهده‌ او در اماكن و مشاهد ديگر ندارد.

در عين حال، به نظر ما هيچ يك از اين توجيهات قانع كننده نيستند. امام زمان در اين حديث، كه اولاً محتوايي بسياري دقيق و سرنوشت ساز دارد و ثانياً هيچ معارضي در ميان روايات معتبر ندارد، ادعاي مشاهده و ديدار با او را از سوي هر كسي كه باشد صريحاً رد مي‌كند. بنابراين، نمي‌تواند به استناد به داستان جزيره‌ خضراء، كه هيچ سند قطعي و دقيقي ندارد و داستاني مكاشفه‌گونه از يكي از اشخاص است، محتواي اين حديث را ناديده گرفت و آن را مردود و نادرست دانست. محتواي اين حديث اين است كه به چنين داستان‌ها و حكايت‌هايي توجه نكنيد و به چنين ادعاهايي اهميت ندهيد و ميدان را براي مدعيان باز نگذاريد.

توجيه چهارم ايشان نيز خيلي دور از محتواي حديث است. در اين حديث شريف توصيه شده است كه هر گونه ادعاي ملاقات و ديداري از سوي هر كسي كه باشد، تكذيب شود، اعم از اين كه ادعا كننده بگويد به مكان مخصوص امام زمان و اقامت‌گاه دائمي او رفتم يا در فلان مكان ديگر او را ملاقات نمودم. به نظر مي‌رسد كه حتي توجيه علامه‌ مجلسي نيز، كه البته خود ايشان، به ذكر "والله اعلم" در پايان سخنش نشان داده است كه چندان اطميناني به اين توجيه ندارد، پذيرفتني نباشد. زيرا در اين روايت تعبير "مَن ادعي المشاهدة" دارد و نفرموده است: "من ادعي النيابة". بنابراين، بر اساس اين حديث، هر كسي كه مدعي ديدار و ملاقات با امام زمان در دوران غيبت كبري شود، بايد تكذيب شود. البته اين سخن منافاتي با اصل ديدار و ملاقات با امام زمان ندارد. زيرا حضرت نفرموده است كه ديدار با او، غير ممكن و محال است؛ بلكه فرموده است ادعاي ديدار را از كسي نپذيريد. و اين حاوي نكته‌ بسيار مهمي است. امام زمان با اين سفارش الهي خود خواسته‌اند كه يكي از راه هاي سودجويي برخي از افراد از اعتقاد شيعيان به آن حضرت را براي هميشه بسته نگه دارد. پس ديدار با امام زمان هرچند امري ممكن و شدني و بلكه منتهي آرزوي هر شيعه‌اي است، اما بايد توجه داشت كه هر كس رسماً و علناً ديدار با امام زمان را داشته باشد، دروغ‌گو و فريب‌كار است.

روايتي از امام صادق (ع) در اصول كافي نقل شده است كه از آن استفاده مي‌شود كه در دوران غيبت كبري نيز اصل رؤيت امام زمان براي عده‌ خاصي از پيروان و دوستداران آن حضرت ممكن است. اما همين افراد نيز اگر ادعاي رؤيت كنند، از آنان پذيرفته نخواهد شد.

قائم آل محمد دو نوع غيبت دارد: يكي كوتاه و ديگري بلند. در غيبت كوتاه، هيچ كس جز شيعيان خاص آن حضرت از اقامت‌گاه و مكان او اطلاع ندارند و در دوران غيبت بلند، هيچ كس جز خواص از دوستارانش از مكان او اطلاعي ندارند

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و دوم فروردین 1389ساعت 20:39  توسط حامد تدین قطب آبادی  | 

مشخصات اسمی و ظاهری مهدی موعود (عج)

درباره امام زمان (عج) --- کامل---

امام زمان(عج)


 

نام: محمّد.


 

پدر: امام حسن عسکرى(ع).


 

مادر: نرجس.


 

القاب: حجت ، خاتم ، صاحب الزّمان ، قائم ، منتظَر ، و از همه مشهورتر مهدى.


 

شکل: چون ستاره درخشان نورانى ، و داراى خالى سياه بر گونه راست .


 

زاد روز: شب نيمه شعبان 255 ، هنگام طلوع فجر.


 

زادگاه: شهر سامراء.


 

غيبت صغرى: از سنّ پنج سالگى به مدّت 69 سال.


 

نمايندگان: چهار نفر از شخصيّت هاى شيعه به نامهاى:


 

1 ــ ابو عمرو ، عثمان بن سعيد بن عمرو عمرى اسدى ، وکيل و نماينده پيشين امام هادى و امام عسکرى عليهما السّلام.


 

2 ــ فرزند او ، ابو جعفر ، محمد بن عثمان بن سعيد ، در گذشته 304.


 

3 ــ أبوالقاسم ، حسين بن روح بن ابى بحر نوبختى ، در گذشته 326.


 

4 ــ ابوالحسن على بن محمد سمرى ، در گذشته 329.


 

محل اقامت نامبردگان بغداد ، و کليّه امور شيعيان و خواسته ها و نامه هاى آنان به وسيله اين چهار نفر انجام و ردّ و بدل مى شد; و آرامگاه آنان نيز در بغداد مشهور است.


 

غيبت کبرى: با در گذشت چهارمين نماينده و سفير آن حضرت از سال 329 آغاز گرديد; و تا به هنگام فرمان الهى مبنى بر اجازه ظهور و قيام آن بزرگوار ، همچنان ادامه خواهد داشت.


 

نمـايندگان و وظـيفه مردم در دوران غيبت کبرى: کسيکه فقيه خويشتن دار ، مخالف هواى نفس ، و فرمانبر امر خداوند باشد ، او نماينده امام زمان است; و بر ديگران لازم است از او پيروى کنند; زيرا اينگونه افراد از طرف امام بر مردم حجّت اند ، و امام از طرف خداوند بر آنان حجت باشد


 

هنگام ظهور: آنگاه که منادى حقّ از جانب آسمان ندا دهد: حقّ با آل محمّد است. نام مهدى بر سر زبانها افتد; مردم دلباخته او شوند; و از کسى جز او سخن نگويند.


 

محل ظهور: مکّه معظّمه.


 

محل بيعت ( تعهّد مردم در پيروى از امام ): مسجدالحرام ، ميان رکن و مقام.


 

نشانى: فرشته اى از بالاى سر او فرياد مى زند: اين مهدى است ، او را پيروى کنيد.


 

يادگار أنبياء: انگشتر سليمان در انگشت او ، عصاى موسى در دستش ، و بطور خلاصه آنچه خوبان همه دارند او تنها دارد.


 

ياران: سيصد و سيزده نفر ( به عدد اصحاب بدر ) ، افرادى باشند که هسته مرکزى زمامدارى او را تشکيل دهند; و در حقيقت کارگردانان اصلى قيام مهدى(ع) ، و کارگزاران درجه اوّل انقلاب جهانى اسلام خواهند بود که از اطراف جهان به دور حضرتش گرد آيند.


 

روش حکومتى: بر اساس قرآن و سيره پيامبر(ص) و امام اميرمؤمنان(ع).


 

شعاع و دامنه حکومت: سراسر جهان را فرا گيرد; و زمين را از عدل و داد پر کند در حالى که از جور و ستم پر شده باشد.


 

مرکز حکومت: مسجد کوفه ، ــ مرکز خلافت و حکومت جدّ بزرگوارش على(ع) .


 

چگونگى پيروزى بر دشمنان: همانند پيروزى جدّ عالى مقامش پيامبر اکـرم(ص) بر کافران و مشرکـان ، خداوند او را با گـروههاى منظّم هزار نفرى از فرشتگان يا سه هزار نفرى که از آسمان فرود آمدند يا پنج هزار نفرى که داراى نشان مخصوص بودند مدد داد; و نيز در جبهه هاى جنگ ياريش کند ، آنچنان که مؤمنان را در حال شکست در بدر و ديگر جبهه هاى فراوان و روز تاريخى حنين يارى و پيروز فرمود و در جنگ احزاب ، رعب و وحشت در دل کفار و مشرکان فرو ريخت.


 

مدت زمامدارى: روايات که ـ اکثراً مربوط به اهل تسنّن است ـ در اين باره باختلاف سخن گفته ، امّا به عقيده شيعه خدا آگاه است.


 

وزير و معاون: عيسى(ع) از آسمان فرود آيد و به عنوان وزير با حضرتش همکارى نمايد.


 

برکات حکومت و رهبرى او: درهاى خير و برکت از آسمان به روى مردم گشوده شود; عمرها به درازا کشد; مردم همه در رفاه و بى نيازى بسر برند; شهرها همه بر اثر آبادانى و سرسبزى به هم پيوسته گردند ، آنچنان که مسافران را به برداشتن توشه نيازى نخواهد بود; و اگر زنى يا زنانى تنها از مشرق به مغرب روند کسى را با آنها کارى نباشد.

برخى ویژگى هاى ظاهرى


 

شبیه پیامبر (صلى الله علیه وآله وسلم):


 

حضرت مهدى (علیه السلام) سیمایى چون سیماى پیامبر (صلى الله علیه وآله وسلم) دارد، در رفتار و گفتار و سیرت نیز شبیه و همانند اوست.


 

امیرالمؤمنین (علیه السلام) روزى به امام حسین (علیه السلام) نظر افکنده به اصحاب خود فرمودند:


 

«در آینده خداوند از نسل او مردى را پدید مى آورد که همنام پیامبر شماست و در ویژگیهاى ظاهرى و سجایاى اخلاقى به او شباهت دارد.»


 

زیبا و خوش صورت:


 

زیبایى اگر به اعتدال و تناسب اعضاى چهره، یا به گیرایى نگاه و نورانیّت صورت و جذّابیّت آن باشد، همگى در وجود نازنین یادگار پیامبر(صلى الله علیه وآله وسلم) به ودیعت نهاده شده است.


 

گشاده پیشانى:


 

پیشانى بلند و گشاده اش بر هیبت و وقار چهره زیبایش مى افزاید، و چنان نورى بر چهره و جبین او پیداست که سیاهى موهاى سر و محاسن شریفش را تحت الشعاع قرار مى دهد.


 

میانه قامت:


 

قامتى نه دراز و بى اندازه و نه کوتاه بر زمین چسبیده دارد، بلکه اندامش معتدل و میانه است.


 

داراى دو خال مخصوص:


 

خالى بر چهره دارد که برگونه راستش همچون دانه مُشکى میان سفیدى صورتش مى درخشد و خالى دیگر بین دو کتفش متمایل به جانب چپ بدن دارد.


 

در باره شمایل ظاهرى امام زمان(علیه السلام) پاره اى صفات دیگر از مجموعه روایات وارده در این باب مى توان بدست آورد:


 

* آن حضرت رنگى سپید، که آمیختگى مختصرى با رنگ سرخ دارد.


 

* از بیدارى شب ها، چهره اش به زردى مى گراید.


 

* چشمانش سیاه و ابروانش بهم پیوسته است و در وسط بینى او بر آمدگى کمى پیداست.


 

* میان دندانهایش گشاده و گوشت صورتش کم است.


 

* میان دو کتفش عریض است و شکم و ساق او به امیرالمؤمنین(علیه السلام)شباهت دارد.


 

* در وصف او وارد شده: «المهدىّ طاووس اهل الجنّة. وجهه کالقمر الدّرى علیه جلابیب النور».


 

«حضرت مهدى(علیه السلام) طاووس اهل بهشت است، چهره اش مانند ماه درخشنده است و گویا جامه هایى از نور بر تن دارد. «اللّهم ارنى الطّلعة الرّشیدة والغرّة الحمیدة واکحل ناظرى بنظرة منّى الیه».


 

«بار خدایا ! آن جمال بارشادت و پیشانى نورانى ستایش شده را، به من بنمایان، و چشمم را به نگاهى به او، سرمه کن».

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و پنجم اسفند 1388ساعت 13:10  توسط حامد تدین قطب آبادی  | 

درد و دل جانباز شیمیایی با امام زمان عج

درد و دل جانباز شیمیایی با امام زمان -عج-

باسمه تعالی

مرا می‌شناسی.
من یک روستایی‌ام.
یکی از روستاهای دور دست سرزمینمان ایران.
از مهد نام آوران و دلیران
شاید مرا نشناسی!
خیلی ها مرا نمی‌شناسند.
اهل زمین که با یک روستایی دورافتاده و ساده کاری ندارند.
اصلا برایشان مهم نیست که کسی اینجا دردی داشته باشد.
اینان بزرگان را می‌شناسند حاکمان را دوست دارند، مسئولان را می‌شناسند، کسی با ما کاری ندارد.
خیلی وقتها دوستان و رفیقان هم آدم را فراموش می کنند.

ارباب من؛
آیا تو هم مرا فراموش کرده‌ای؟
تو هم مرا نمی شناسی.
البته که خوبان را می شناسی. تو را با ما چه‌کار!
ولی من تو را می شناسم.
با عقل و قلب کوچک خود تورا شناخته‌ام.
پیامبرمان (ص) نیز فرموده است که "هرکس امام زمان خویش را نشناسد به مرگ جاهلیت مرده است".

مولای من مرا بیاد بیاور؛ آن لحظه‌ای که در شب تاریک در فاو، شلمچه، جزیره مجنون و... با آنانی که می شناختیشان، یک‌صدا تو را فریاد می زدیم.
من همان فرد کوچک و ناچیزی بودم که با لحن ساده خود یابن الحسن می‌گفتم و سرود العجل سر می‌دادم.

آری من همان بچه بسیجی هستم که به امر نائب تو آمده بودم.
همانی که تفنگ "ام یک" از من بلندتر بود.
همانی که وقتی کلاه آهنی می‌گذاشتم چشمانم را نیز می‌پوشاند.
همانی که در جزیره مجنون و شلمچه به دنبال بمباران شیمیایی صدام، مزه شیمیایی را چشیدم.
چند لحظه‌ای می‌شد که هیچ چیز نمی‌دیدم، نفسم به سختی بالا می‌آمد.

آری مولای من، همان لحظه نیز تو را صدا می زدم.
درست است که از مقربین نبوده‌ام، ولی در حد توان از مریدانت بوده و هستم.
ای کاش مرا نیز از پیروانت به حساب می‌آوردی.
چرا که خود فرموده ای: "من در همه حال از احوال پیروانم آگاهم".

مولای من، روز به روز وضعم دشوارتر می‌شود.
دیگر زندگی برایم به سختی می‌گذرد.
قلبم یاریم نمی کند.
پزشکان کارآیی ریه‌هایم را روز به روز کمتر گزارش می‌دهند.
امسال 68% اعلام کرده‌اند.
اعصابم دیگر توان هیچ چیزی را ندارد.
بسیاری مواقع ، به دنبال درگیری و مشاجره با اعضای خانواده گریه‌ام می‌گیرد.
از خشونتی که چند لحظه قبل انجام داده‌ام از خودم بدم می‌آید.
به خدا دست خودم نیست.
فکر کنم همان شیمیایی که آن موقع خورده‌ام مرا متلاشی کرده است.

از رنجها نمی‌نالم، چرا که خود پذیرفته و رفته ام.
از مشکلات مالی نمی‌گویم.
نمی گویم که هزینه یکبار مراجعه به پزشک نیم میلیون تومان می‌شود، چون اینها را هم با قرض و وام پرداخت می‌کنم.
از طعنه عوام نمی‌گویم که زیاد ناراحتم نمی‌کنند.

آقای من، یادت هست موقعی که ما اعزام می‌شدیم؛ کسانی پشت میزها نشسته بودند؟
یادت هست افرادی خوش سیما ما را به شرکت در جبهه‌ها فرا می خواندند؟
یادت هست که بعضی‌ها می‌گفتند امام تکیف کرده که همه به جبهه بروند، ولی خودشان نمی رفتند!!؟
حتما که یادت هست.

آری همانان الان نیز هستند!
البته کمی فرق کرده‌اند، میزهایشان بزرگ‌تر و رنگین‌تر شده، اتاقشان را مبلمان کرده‌اند، گلهای چند صدهزار تومانی گوشه اتاق چشم را خیره می‌کند.
رقص صندلی گردانشان دل را می‌نوازد.
همانان که رفته رفته اندازه ریش‌هایشان کوتاهتر شده و صورت‌هایشان صافتر و خوش سیماتر!
اصلا به من چه، به من چه ارتباطی دارد.
حتما لیاقتش را دارند.

آری اینان وقتی ما را در اداره و بنیاد جانبازان یا بهتر بگویم بنیاد و اداره خودشان! می‌بینند، دعوایمان می‌کنند، ما را دیوانه خطاب می‌کنند.
از یقه ما می‌گیرند و مثل ... از اتاق مجللشان بیرون می‌اندازند.
تو را به خدا بگذارید چند لحظه ای نیزما در اتاقتان روی مبل سلطنتی، زیر کولر گازی بنشینیم، ما که در روستایمان کولر ندیده ایم.

نه آقای من، ما لیاقت نشستن در آنجا را نیز نداریم.
اینان مسئول، امید و مشاور خانواده جانبازان هستند!
اینان به عنوان مشاوره به زنانمان می‌گویند که برو از شوهرت طلاق بگیر! تو چه گناهی داری که زن جانباز شدی.

آری مولای من وضع این گونه است.
خود بهتر می‌دانی که چه نامه‌ها ننوشتم، با چه کسانی درد دل نکرده ام.
دیگر خسته شده ام، شاید این آخرین انشاء من باشد.

ای عزیزتر از جان؛
برگ‌ها و اسنادم را در پوشه سبزرنگ در گوشه اتاقمان دیده‌ای؟
اسم اداره کل بنیاد هم آنجا هست.
همان جائی که به زن بنده مشاوره داده بودند.
خدا پدرشان را رحمت کند.
نام فرد مسئول درمانی استانمان که با تهدید و توهین مرا از اتاقش بیرون انداخت هم آنجا هست.
حتماً برگه‌های پزشکی و نسخه‌هایم را نیز دیده‌ای.
پس به هر که بتوانم دروغ بگویم به تو و خودم که نمی‌توانم.

دیگر خسته شده‌ام.
از مسئولین چیزی نمی خواهم چون دیگر برایم ارزشی ندارند.
آخرش مثل خیلی از همرزمانم که بعد از جنگ به خاطر همین مشکل راحت شده و به آرزویشان رسیدند، من نیز تمام خواهم کرد.
پس زیاد نمانده است.
خواستم قلبم خالی شود.

حمید باکری گفته بود: دعا کنید شهید شوید که بعد از جنگ چه مشکلاتی به سرمان خواهد آمد. حیف که آن موقع نشد ، البته لایق نبودیم. پس اربابم مرا از همرزمانم جدا مکن.

جانباز شیمیایی ، محمد برقی - 6/12/86      برگرفته از شمال نیوز

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و پنجم اسفند 1388ساعت 12:47  توسط حامد تدین قطب آبادی  | 

نامه ای به امام زمان (عج)

بی قرارم!!

سلام
کمی خسته ام ؛ می نویسم
ولی شاید با بغضی بنویسم  که صدای هق هق آن ، در کوچه های انتظار آشنای توست
زمان در گذر است ...
عمر شتابان مرا به وادی بادیه نشینان فراق های دلتنگی ، میکشاند
افسوسی توام با آه ...
چشمانم می لرزد
اشکهایم لغزان لغزان روانه است ...
سخت بی قرارم ...
یادم افتاد که بگویم :
بی قراری هایم شده کوله باری از درد و خستگی این زمان
این زمان جانکاه ،فرسود مرا !
دلم ...
دلم به سادگی بی قراری هایم بغض میکند و "میسوزد"...
قرارت هر زمان که نزدیکم میکند بی قرارم میکند .... و "میسوزم"
بغضم پر از هوای آمدن است
نی و نایم ،صدای آمدن است

یادت باشد...          خسته ام...            

                                                 خسته ام....!

+ نوشته شده در  چهارشنبه هفتم بهمن 1388ساعت 18:10  توسط حامد تدین قطب آبادی  | 

دو بیتی امام زمان

مهدیا...

مینشینم به تماشای شقایق لیکن       عشق بی تاب و توان است بیا

 بلبلان با نی غم می خوا نند                باغ در حال خزان است بیا


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه هفتم بهمن 1388ساعت 18:2  توسط حامد تدین قطب آبادی  | 

سخنان حضرت علی (ع)

همانا فقر دین انسان را ناقص،و عقل را سرگردان،وعامل دشمنی است.

82- از نافرمانی خدا در خلوت بپرهیزید زیرا آنکه شاهد استپس همان هم داوری کند.

83- عمری که خداازفرزند آدم پوزش را میپذیرد شصت سال است.

84- دست نیافتن به گناه نوعی عصمت است.

85- سخترین گناه آن است که گناهکار آن را کوچک شمارد.

86- آبروی تو مانند یخی است که درخواست تو آن را قطره قطرهآب میکند پس بنگر که آن را نزد چه کسی فرو میریزی.

87- چون سختی ها به نهایت رسد،گشایش پدید آید،وآن هنگام که حلقه های بلا تنگ گردد آسایش فرا رسد.

88- هر کس ازآبروی خود بیمناک است از مجادله پرهیز کند.

89- شتاب پیش ازتوانایی برکار،وسستی پس از به دست فرصت از بیخردی است.

90- علم و عمل پیوندی نزدیک دارند.

91- بخل نورزید زیرا انسان را به سوی هر بدی می کشاند.

92- جوینده چیزی یا به آن یا به برخی از آن میرسد.

93- بسا سخن که از حمله مسلحانه کارگر تر است.

94- هر مقدار که قناعت کنی کافیست.

95- هر کس با حق در افتاد نابود شد.

96- قلب،کتاب چشم است.

97- تقوا در راس همه ارزشهای اخلاقی است.

98- شرایط استغفار:

Ø       پشیمانی از آنچه که گذشت.

Ø       تصمیم به عدم بازگشت.

Ø       پرداختن حقوق مردم.

Ø       جبران واجباتی که ضایع کردی.

Ø       گوشتی که از حرام برتنت است را باید با اندوه آب کنی.

Ø       رنج طاعت را بچشی همانگونه که شیرینی گناه را چشیدی.

99- عقل تو را کفایت میکند که راه گمراهی را از رستگاری نشانت دهد.

100- مردم دشمن آنند که نمیدانند.

101- چیز اندک که با اشتیاق تداوم یابد،بهتر از فروانی است که رنج آورد.

102- کسی که خود را گرامی دارد،هوا وهوس را خوار شمارد.

103- هیچ کس شوخی بیجا نکند جز آنکه مقداری از عقل خویش راازدست بدهدآوردن.

104- ای انسان تو که نه توان داری روزی خویش را فراهم کنی و نه مرگرا از خودت دور کنی چرا پس فخر میفروشی؟

105- اگر راست گفتی آن موقع که به زیانت بود و دروغ نگفتی آن موقع که به سودت بود و بیش از آنچه که عمل کردی چیزی نگویی و زمانی که از مردم حرف زدی از خدا ترسیدی پس تو با ایمانی.

106- غیب کردن تلاش ناتوان است.

107- چه بسا کسانی که با ستایش دیگران فریب خوردند.

108- دنیا برای رسیدن به آخرت آفریده شده،نه برای رسیدن به خود.

109- بدترین دوست آن است که برای او به رنج و زحمت بیافتی.

110- خدا از نادان عهد گرفت که بیاموزد و از دانا قول گرفت که آموزش دهد.

111- دو گرسنه هرگز سیر نشوند جوینده علم و جوینده مال.

112- برترین کارها کاری است که برای خدا باشد.

113- زیاده روی در سرزنش آتش لجاجت را شعله ور می سازد.

114- هر که سیاستش نیکو باشد ریاستش پاینده گردد.

115-پایداری دولتها،در گرو بر پاداشتن راه رسم دادگری است.

116- شرافت به خرد و ادب است نه به دارایی و ثروت.

117- عاقل از یک سوراخ دوبار گزیده نمی شود.

118- هر کس به جاهای بد نام وارد شود متهم میشود.

119- هر کس خنده اش زیاد بشود وقارش از بین میرود.

120- بدترین مردم کسی است که خود را بهترین آنها پندارد.

+ نوشته شده در  سه شنبه پانزدهم بهمن 1387ساعت 17:25  توسط حامد تدین قطب آبادی  | 

اسرار غیبت امام زمان| عج

اسرار غیبت امام زمان (عج )

آزمايش مردم
بيم از كشته شدن

آمادگي و استعداد مردم

خالي نماندن زمين از حجت

نداشتن يار و ياور

تعهد نداشتن نسبت به حاكمان جور

غيبت ولي عصرعليه السلام از رازهاي بسيار پيچيده اي است كه با ظهور او همه حقيقت روشن مي گردد. "عبدالله بن فضل هاشمي" مي گويد امام صادق عليه السلام فرمود: حضرت صاحب الامر به ناچار غيبتي خواهد داشت، به طوري كه گمراهان در شك واقع مي شوند.

سئوال كردم: چرا؟

فرمود: اجازه بيان علتش را نداريم .

گفتم: حكمتش چيست؟

با توجه به اين آيه، خداوند متعال در هر زمان و دوره اي، مردم آن دوره را مورد امتحان قرار مي دهد تا مومنين واقعي از متظاهرين به دين و ايمان مشخص شوند. امتحان الهي در هر زمان، متفاوت و متناسب با رشد و كمال عقلي مردم آن زمان است. در دوران غيبت كبري، با غايب شدن حجت خدا، مردم به استقامت و پايداري نسبت به دين امتحان مي شوند تا منتظرين واقعي از غير واقعي تميز داده شده و هر كدام پاداشي در خور موفقيت در اين امتحان به دست آورند.


فرمود: همان حكمتي كه در غيبت حجت هاي گذشته وجود داشت، در غيبت آن جناب وجود دارد، اما حكمتش جز بعد از ظهور او ظاهر نمي شود، چنانكه حكمت سوراخ كردن كشتي و كشتن جوان و اصلاح ديوار به دست حضرت خضر عليه السلام براي حضرت موسي عليه السلام آشكار نشد جز هنگامي كه مي خواستند از هم جدا شوند.

اي پسر فضل! موضوع غيبت، سرّي از اسرار خدا و غيبي از غيوب الهي است، چون خدا را حكيم مي دانيم بايد اعتراف كنيم كه كارهايش از روي حكمت صادر مي شود، گرچه تفصيلش براي ما مجهول باشد."(1)

از اين حديث استفاده مي شود كه علت اصلي و اساسي غيبت به دليل اين كه اطلاع بر آن به صلاح مردم نبوده، يا استعداد فهمش را نداشته اند، بيان نشده است.

در عين حال به مواردي از فلسفه غيبت در بعضي از روايات اشاره شده است كه به صورت اختصار بيان مي كنيم:


آزمايش مردم

يكي از سنت هاي الهي، آزمايش مردم است. اين سنت در تمام امت هاي گذشته نيز اجرا شده است. خداوند متعال در قرآن كريم مي فرمايد: "احسب الناس ان يتركوا ان يقولوا امنا و هم لا يفتنون و لقد فتنا الذين من قبلهم فليعلمن الله الذين صدقوا و ليعلمن الكاذبين."(2)

آيا مردم خيال مي كنند كه همين كه گفتند ايمان آورديم رها شده و ديگر امتحان نمي شوند، كساني را كه قبل از آنها بودند، آزمايش كرديم تا خداوند راستگويان و دروغ گويان را مشخص كند.

غيبت تو خواب را از من ربوده و لباس صبر را بر بدنم تنگ و آرامش را از من سلب كرده است. آقاي من! غيبت تو براي هميشه مرا اندوهگين كرده مثل كسي كه تمام بستگانش را يكي پس از ديگري از دست مي دهد و تنها مي ماند."


با توجه به اين آيه، خداوند متعال در هر زمان و دوره اي، مردم آن دوره را مورد امتحان قرار مي دهد تا مومنين واقعي از متظاهرين به دين و ايمان مشخص شوند. امتحان الهي در هر زمان، متفاوت و متناسب با رشد و كمال عقلي مردم آن زمان است. در دوران غيبت كبري، با غايب شدن حجت خدا، مردم به استقامت و پايداري نسبت به دين امتحان مي شوند تا منتظرين واقعي از غير واقعي تميز داده شده و هر كدام پاداشي در خور موفقيت در اين امتحان به دست آورند.

"سدير" مي گويد. در خدمت مولايمان امام صادق عليه السلام بوديم، امام عليه السلام روي زمين نشسته و عبائي بي يقه و با آستين كوتاه پوشيده بود، در آن حال مانند پدر فرزند مرده گريه مي كرد، آثار حزن از رخسار مباركش نمايان بود و مي فرمود: آقاي من! غيبت، هزاران سرّ نهان در نظام دين و برنامه هاي مترفي آن دارد كه درك هر يك، دلي دريايي و چشمي بينا مي خواهد تا آنجا كه همه پيامبران هم نمي توانند به تمام اسرار آگاه باشند.

غيبت تو خواب را از من ربوده و لباس صبر را بر بدنم تنگ و آرامش را از من سلب كرده است. آقاي من! غيبت تو براي هميشه مرا اندوهگين كرده مثل كسي كه تمام بستگانش را يكي پس از ديگري از دست مي دهد و تنها مي ماند."

سدير مي گويد: از ناله هاي جانگداز حضرت، پريشان شده و عرض كردم: اي فرزند رسول خدا! خداوند ديدگان شما را گريان نكند، براي چه اين قدر ناراحت و محزون هستيد؟

امام صادق عليه السلام آه سوزناكي كشيد و [بدين مضمون] فرمود: "قائم ما غيبت طولاني كرده و عمرش طولاني مي شود. در آن زمان اهل ايمان امتحان مي شوند و به واسطه طول غيبتش، شك و ترديد در دل آنها پديد مي آيد و بيشتر، از دين خود برمي گردند."


بيم از كشته شدن

"زراره" گويد امام صادق عليه السلام فرمود: "براي حضرت قائم قبل از ظهورش غيبتي است."

پرسيدم: چرا؟

فرمود: "يخاف علي نفسه الذبحه"(3) بر جانش از كشته شدن مي ترسد.

در دوران غيبت، مردم جهان به تدريج براي ظهور آن مصلح حقيقي و سامان دهنده وضع بشر، آمادگي عملي و اخلاقي پيدا مي كنند. روش آن حضرت مانند روش انبياء و اولياء گذشته نيست تا مبتني بر اسباب و علل عادي و ظاهري باشد، بلكه روش او در رهبري بر جهان بر مبناي حقايق و حكم به واقعيات، و ترك تقيه و ... است، كه انجام اين امور نياز به تكامل علوم و معارف و ترقي و رشد فكري و اخلاقي بشر دارد، به طوريكه قابليت براي حكومت واحد جهاني در راستاي تحقيق احكام الهي فراهم باشد.


حضرت همواره در معرض كشته شدن بوده و هست زيرا حكام ستمگري كه در طول دوران اسلامي حكم رانده اند (عباسيان و غير آنان از كساني كه به ويژه در خاورميانه حكومت نموده اند) بيشترين تلاش و كوشش خود را صرف پايان بخشيدن به زندگاني حضرت مهدي عليه السلام مي نمودند.

خصوصاً پس از آن كه مي دانستند كه حضرت مهدي عليه السلام همان كسي است كه تخت هاي حكمرانان ظلم و جور را متزلزل نموده، در هم خواهد شكست و همان كسي است كه هستي ظالمان را نابود و از استيلاء آنان بر بندگان خدا و كشورها جلوگيري خواهد كرد.

هيچ يك از امامان معصوم به مرگ طبيعي از دنيا نرفتند، بلكه طاغوت هاي اين امت، آنان را شهيد كردند، با اين كه مي دانستند بشارت ها و اخباري كه راجع به حضرت مهدي عليه السلام وارد شده، درباره آنان (يازده امام عليه السلام) وارد نشده است. مثلاً درباره هيچ يك از ائمه عليهم السلام حتي يك حديث به اين مضمون وارد نشده كه دنيا را از عدل و داد پر خواهد ساخت و بر تمام وسايل پيروزي و ظفر براي وي فراهم خواهد آمد، جز درباره وجود مقدس حضرت مهدي عليه السلام.

با چنين خبرهايي، حكومت هاي جور و ستم در قبال شخصيتي بزرگ كه مي خواهد حاكميت ظلم و ستم را از بين برده و حاكميت عدل و داد را در سراسر جهان بگستراند، دست روي دست نگذاشته و سكوت نمي كردند و همواره مترصد كشتن چنين انساني بودند.


آمادگي و استعداد مردم

قانون عرضه و تقاضا در جوامع بشري همواره و در همه جا جاري است و عرضه، مطابق تقاضا مي باشد، در غير اين صورت نظام زندگي به هم خورده و تعادل خود را از دست مي دهد. اين قانون تنها جنبه اقتصادي ندارد بلكه در مسائل اجتماعي نيز جاري است.

بدون تقاضا، عرضه بي فايده است. نياز به رهبر و پيشوا براي جامعه نيز از اين فايده و قانون مستثني نبوده و در قالب استعداد و آمادگي مردم تحقق پيدا مي كند.

حضرت علي عليه السلام فرمود: "بدانيد زمين از حجت خدا خالي نمي ماند، ولي خداوند به خاطر ظلم و جور و اسراف مردم بر خودشان، آنها را از ديدار او كور خواهد ساخت. "


در دوران غيبت، مردم جهان به تدريج براي ظهور آن مصلح حقيقي و سامان دهنده وضع بشر، آمادگي عملي و اخلاقي پيدا مي كنند. روش آن حضرت مانند روش انبياء و اولياء گذشته نيست تا مبتني بر اسباب و علل عادي و ظاهري باشد، بلكه روش او در رهبري بر جهان بر مبناي حقايق و حكم به واقعيات، و ترك تقيه و ... است، كه انجام اين امور نياز به تكامل علوم و معارف و ترقي و رشد فكري و اخلاقي بشر دارد، به طوري كه قابليت براي حكومت واحد جهاني در راستاي تحقيق احكام الهي فراهم باشد و جامعه بشري به اين مطلب برسد كه هيات هاي حاكمه با روش هاي گوناگون نمي توانند از عهده اداره امور برآيند، و مكتب هاي سياسي و اقتصادي مختلف دردي را درمان نمي كنند، اجتماعات و كنفرانس ها و سازمان هاي بين المللي و طرح ها و كوشش هاي آنها به عنوان حفظ حقوق بشر نمي توانند نقشي را ايفاء كنند و از تمام اين طرح ها كه امروز و فردا مطرح مي شود مايوس شود.

وقتي اوضاع و احوال اينگونه شد و مردم از تمدن منهاي دين، معنويت و انسانيت به ستوده آمدند و تاريكي و ظلمت جهان را فرا گرفت، ظهور يك مرد الهي در پرتو عنايت حق، مورد استقبال مردم جهان قرار مي گيرد. در اين شرايط ، پذيرش جامعه از نداي روحاني يك منادي آسماني بي نظير خواهد بود، زيرا در شدت ظلمت و تاريكي، درخشندگي نور نمايان تر مي گردد.


خالي نماندن زمين از حجت

حضرت علي عليه السلام فرمود: "لا تخلواالارض من قائم بحجة الله" هيچگاه زمين از كسي كه قائم به امر الهي باشد خالي نخواهد ماند.

از سنت هاي دائمي الهي اين است كه از آغاز آفرينش، بشر را تحت سرپرستي يك راهنما و رهبر قرار داده است و براي هر قوم و ملتي رسولي فرستاده تا آن رسول، مردم را از عذاب الهي بترساند و وصي و خليفه و جانشين و امام پس از او نيز همان سيره و روش پيامبر را عمل كرده و مردم را به اهداف الهي نزديك كرده است.

امام صادق عليه السلام مي فرمايد: "اگر در دنيا دو نفر وجود داشته باشند، يكي از آنها امام و حجت خدا است." (4)

باز مي فرمايد: "آخرين كسي كه از اين دنيا خواهد رفت، امام است و او حجت خدا بر خلق است و بايد او آخرين نفر باشد كه از دنيا مي رود، براي اين كه كسي بدون حجت و رهبر نماند تا با خداي احتجاج كرده، شكايت نمايد كه تكليف خود را در دنيا نمي دانسته است." (5)

حضرت علي عليه السلام فرمود: "بدانيد زمين از حجت خدا خالي نمي ماند، ولي خداوند به خاطر ظلم و جور و اسراف مردم بر خودشان، آنها را از ديدار او كور خواهد ساخت. "(6)

با توجه به روايات فوق و بررسي دوران زندگي امامان معصوم عليه السلام كه هيچ كدام با مرگ طبيعي از دنيا نرفتند، اگر آخرين حجت الهي نيز غايب نمي شد و در ميان مردم حضور عادي مي داشت، يقيناً به سرنوشت امامان ديگر دچار مي شد، و مردم براي هميشه از فيض الهي محروم مي شدند. خداوند متعال با حكمت بالغه اش آخرين حجت خود را به وسيله غيبت، حفظ و صيانت نموده تا زمين از حجت حق خالي نماند.


نداشتن يار و ياور

يكي از علت هاي غيبت امام زمان عليه السلام، نبود انصار و اصحاب جهت ياري رساندن به آن حضرت است. از روايات مختلف اين نكته برداشت مي شود كه نصاب ياران حضرت مهدي عليه السلام 313 نفر مي باشد كه با تولد و رشد آنها، يكي از موانع ظهور مرتفع مي گردد. انصار و ياران حضرت را مي توان به دو گروه تقسيم كرد:

الف- ياران خاص: كه 313 نفر مي باشند و صفات و شاخصه هايي كه در روايات ذكر شده، مربوط به آنها مي باشد و در زمان ظهور و حكومت جهاني حضرت، تصدي مناسب مهم حكومتي را به عهده دارند.

از حضرت علي عليه السلام روايت شده است كه فرمودند: "ياران خاص قائم جوانند، بين آنان پيري نيست مگر به ميزان سرمه در چشم و يا مانند نمك در غذا كه كمترين ماده غذا نمك است. " (7)

از امام صادق عليه السلام روايت شده است كه فرمودند: "مرداني اند كه گويي قلب هايشان مانند پاره هاي آهن است. هيچ چيز نتواند دل هاي آنان را نسبت به ذات خدا گرفتار شك و ترديد سازد. سخت تر از سنگ هستند و ..." (8)

ب- ياران عام: نصاب معيني ندارند. در روايات تعداد آنها مختلف و در بعضي از آنها تا 10 هزار نفر در مرحله اول ذكر شده است كه در مكه با حضرت پيمان مي بندند.

امام زمان عليه السلام با اين تعداد از ياران خاص و عام، قيام جهاني خود را شروع مي كند.


تعهد نداشتن نسبت به حاكمان جور

امام صادق عليه السلام فرمود: "يقوم القائم و ليس لاحد في عنقه عهد ولا عقد ولا بيعه" (9) قائم ما در حالي ظهور مي كند كه در گردن او براي احدي عهد و پيمان و بيعتي نيست.

برنامه مهدي موعود، با ساير ائمه اطهار عليهم السلام تفاوت دارد. ائمه عليهم السلام مامور بودند كه در ترويج و انذار و امر به معروف و نهي از منكر تا سر حد امكان كوشش نمايند، ولي سيره و رفتار حضرت مهدي عليه السلام متفاوت با آنان بوده و در مقابل باطل و ستم، سكوت نكرده با جنگ و جهاد، جور و ستم و بي ديني را ريشه كن مي نمايد. اصلاً اينگونه رفتار از علائم و خصائص مهدي موعود شمرده مي شود.

به بعضي از امامان كه گفته مي شد: چرا در مقابل ستمكاران قيام نمي كني؟

جواب مي دادند: اين كار به عهده مهدي ماست.

به بعضي از امامان اظهار مي شد: آيا تو مهدي هستي؟ جواب مي داد: مهدي با شمشير جنگ مي كند و در مقابل ستم ايستادگي مي نمايد ولي من چنين نيستم.

به بعضي عرض مي شد: آيا تو قائم هستي؟ پاسخ مي داد: من قائم به حق هستم، ليكن قائم معهودي كه زمين را از دشمنان خدا پاك مي كند، نيستم.

از اوضاع آشفته جهان و ديكتاتوري ظالمين و محروميت مومنين شكايت مي شد، مي فرمودند: قيام مهدي مسلم است، در آن وقت اوضاع جهان اصلاح و از ستمكاران انتقام گرفته خواهد شد. مومنين و شيعيان هم به اين نويدها دلخوش بودند و هر گونه رنج و محروميتي را بر خود هموار مي كردند.

اكنون با اين همه انتظاراتي كه مومنين بلكه بشريت از مهدي موعود دارند، آيا امكان داشت كه آن جناب با ستمكاران عصر بيعت و پيمان خويش وفادار بماند و در نتيجه هيچ وقت اقدام به جنگ و جهاد نكند، زيرا اسلام عهد و پيمان را محترم شمرده و عمل به آن را لازم دانسته است.

از اين رو در احاديث تصريح شده كه يكي از اسرار غيبت و مخفي شدن ولادت حضرت صاحب الامر عليه السلام اين است كه ناچار نشود با ستمكاران بيعت كند تا هر وقت خواست، قيام كند و بيعت كسي در گردنش نباشد.

امام حسن مجتبي عليه السلام فرمود: "ان الله عزوجل يخفي ولادته و يغيب شخصه لئلا يكون لاحد في عنقه بيعة اذا خرج" خداوند عزوجل ولادت او را مخفي مي كند و شخص او را از ديده ها پنهان مي سازد تا هنگامي كه ظهور مي كند كسي را در گردن او بيعت نباشد. (10)


پي نوشت ها:

1- مجلسي، محمد باقر، بحارالانوار، ج 52، ص 91.

2- سوره عنكبوت، آيه 2

3- شيخ صدوق، كمال الدين و اتمام النمعه، ج 2، باب 44، ج 11، ص 482.

4- علامه حائري، الزام الناصب، ص 4، ر.ك زندگاني حضرت صاحب الزمان، ص 164.

5- همان مدرك .

6- كافي، ج 2، ص 164، ر. ك مكيال المكارم، ص 160.

7- علامه مجلسي، محمد باقر، بحارالانوار، ج 52، ص 333، حديث 10، غيبت نعماني، باب بيستم .

8- علامه مجلسي، محمد باقر، بحارالانوار، ج 52، ص 308.

9- اصول كافي، ج 1، ص 342 .

10- كامل سليمان، يوم الخلاص، ص 101.

منبع: نشريه مبلغان، شماره 26 .


+ نوشته شده در  جمعه چهارم بهمن 1387ساعت 23:50  توسط حامد تدین قطب آبادی  | 

احادیث

حديث هايي در مورد محرم

كربلا حرم امن‏

 

قال ابو عبدالله (عليه السلام):

ان الله اتخذ كربلا حرما آمنا مباركا قبل ان يتخذ مكة حرما

امام صادق (ع) فرمود:
به راستى كه خدا كربلا را حرم امن و با بركت قرار داد پيش از آنكه مكه را حرم قرار دهد

كامل الزيارات، ص 267 بحار، ج،98، ص 110


سفره‏هاى نور

قال الامام الصادق (عليه السلام)
من سره ان يكون على موائد النور يوم القيامة فليكن من زوار الحسين بن على (عليهما السلام)

امام صادق (ع) فرمود:
هر كس دوست دارد روز قيامت، بر سر سفره‏هاى نور بنشيند بايد از زائران امام حسين (عليه السلام) باشد.

وسائل الشيعه، ج 10، ص 330، بحار الانوار، ج 98، ص 72.

 
از زيارت تا شهادت

قال ابو عبدالله (عليه السلام
):
لا تدع زيارة الحسين بن على عليهما السلام و مر أصحابك بذلك يمد الله فى عمرك و يزيد فى رزقك و يحييك‏ء الله سعيدا و لا تموت الا شهيدا.

امام صادق (ع) فرمود:
زيارت امام حسين عليه السلام را ترك نكن وبه دوستان و يارانت نيز همين را سفارش كن! تا خدا عمرت را دراز و روزى و رزقت را زياد كند و خدا تورا با سعادت زنده دارد و نميرى مگر شهيد.

وسائل الشيعه، چ 10 ص335

 
نشان شيعه بودن‏

 قال الصادق (عليه السلام)
من لم يأت قبر الحسين (عليه السلام) و هو يزعم انه لنا شيعة حتى يموت فليس هو لنا شيعة و ان كان من اهل الجنة فهو من ضيفان اهل الجنة

امام صادق (عليه السلام) فرمود:
كسى كه به زيارت قبر امام حسين نرود و خيال كند كه شيعه ما است و با اين حال و خيال بميرد او شيعه ما نيست واگر هم از اهل بهشت باشد از ميهمانان اهل بهشت خواهد بود.

كامل الزيارات، ص 193، بحار الانوار، ج 98 ص4
 

حديث محبت‏

عن ابى عبد الله قال:
من اراد الله به الخير قذف فى قلبه حب الحسين (عليه السلام) وزيارته و من اراد الله به السوء قذف فى قلبه بغض الحسين (عليه السلام) و بغض زيارته.

امام صادق (ع) فرمود:
هر كس كه خدا خير خواه او باشد محبت حسين (ع) و زيارتش را در دل او مى‏اندازد و هر كس كه خدا بدخواه او باشد كينه وخشم حسين (ع) و خشم زيارتش را در دل او مى‏اندازد.

وسائل الشيعه، ج 10 ص 388، بحار الانوار، ج 98، ص76


زيارت عاشورا

قال الصادق (عليه السلام)
من زار الحسين (عليه السلام) يوم عاشورا وجبت له الجنة

امام صادق (ع) فرمود:
هر كس كه امام حسين (عليه السلام) را در روز عاشوار زيارت كند بهشت بر او واجب ميشود.

اقبال الاعمال، ص568


تربت شفا بخش

‏عن موسى بن جعفر (عليه السلام) قال
و لا تأخذوا من تربتى شيئا لتبركوا به فأن كل تربة لنا محرمة الا تربة جدى الحسين بن على عليهما السلام فأن الله عزوجل جعلها شفاء لشيعتنا و أوليائنا.

حضرت امام كاظم (ع) در ضمن حديثى كه از رحلت خويش خبرى مى‏داد فرمود: چيزى از خاك قبر من برنداريد تا به آن تبرك جوييد چراكه خودرن هر خاكى جز تربت جدم حسين (ع) بر ما حرام است، خداى متعال تنها تربت كربلا را براى شيعيان و دوستان ما شفا قرار داده است.

مع الاحاديث الشيعه، ج 12، ص533

+ نوشته شده در  پنجشنبه سوم بهمن 1387ساعت 0:21  توسط حامد تدین قطب آبادی  | 

یا ضامن آهو

مشهد مقدس- غبار رویی داخل ضریح حرم امام رضا (ع)

                        التماس دعا

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هشتم دی 1387ساعت 15:53  توسط حامد تدین قطب آبادی  | 

معبودا

معبود من!

پناه سرگشتگان تویی پس راه بنما آنگاه که به سویت می آییم مهربانتر از ما به مایی پس باران مغفرتت را ارزانی مان دار از آن زمان که به آسمان کرمت چشم امید دوخته ایم .و آرامش دل و جانی پس سیر آبمان کن از دریای سخاوتت آن لحظه که در خلوت و تنهایی مان تورا می خوانیم و تو را می جوییم.

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هشتم دی 1387ساعت 15:44  توسط حامد تدین قطب آبادی  | 

حضرت آقا

 

 

سید علی خامنه ای سرور دلم

سید علی خامنه ای دلبر دلم

سید علی خامنه ای رهبر دلم

سید علی خامنه ای حل مشکلم

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و چهارم دی 1387ساعت 14:20  توسط حامد تدین قطب آبادی  | 

خطبه حضرت زینب

 

خطبه حضرت زينب سلام الله علیها  در کوفه


راوي گويد: زينب دختر علي (ع) را ديدم که با کمال حيا و عفّت، بسيار شيوا ورسا سخن مي گفت چنان که گويي زبان علي از کام او بيرون آمده بود.
او نخست مردم را ساکت کرد و سپس چنين ايراد سخن کرد:
الحمدللّه و درود بر پدرم رسول اللّه (ص) اما بعد، اي کوفيان، اي نيرنگ بازان، اميدوارم هرگز چشمانتان خشک نشود و ناله هاتان فرو نشيند. «مَثَل شما مَثَل زني است که رشته محکم تافته اش را از هم گشود» ۱- شما سوگند هاتان را وسيله فريب قرار داده ايد. آيا تاکنون از شما چيزي جز خودستايي و فريبکاري و سينه پرکينه ديده شده است؟
شما ظاهري بي روح و پژمرده داريد، در برابر دشمنان ناتوانيد، بيعت ها را مي شکنيد و پيمان ها را تباه مي کنيد. بدانيد که براي قيامت خود بد توشه اي فرستاده ايد. شما به غضب خداوند گرفتار خواهيد شد و در عذاب جهنم جاودانه خواهيد بود.
آيا مي گرييد؟
آري، به خدا سوگند، اين سزاي شماست و بايد بسيار بگرييد و اندک بخنديد.
شما رسوايي را به جان خريده ايد و اين لکه ننگ هرگز از دامانتان پاک نخواهد گشت.
شما فرزند پيامبر (ص) و سرور جوانان بهشت و پناهگاه نيکان و غمخوار دردمندانتان و نشانه و راهنماي هدايت تان را کشتيد.
چه گناه زشتي مرتکب شديد!
از رحمت خداوند دور و پيوسته ناکام باشيد!
کوشش هايتان بيهوده و دست هايتان از درگاه خداوند کوتاه باد! شما غضب خداوند را بر خود خريديد و سرنوشت تان با خواري و ذلّت رقم خورد.
واي بر شما!
آيا مي دانيد چه جگري از محمد پاره کرديد و چه خوني از او ريختيد و چه دختراني را سوگوار کرديد
«هر آينه کاري زشت کرده ايد. نزديک است که آسمان ها از آن گشوده شود و زمين بشکافد و کوه ها فرو افتد و در هم ريزد»
۲- [ننگ] اين کار زشت و احمقانه شما زمين و آسمان را پر کرده است. آيا اگر از آسمان قطره اي باران به زمين نريزد در شگفت خواهيد شد؟ گرچه عذاب قيامت از اين نيز دردناکتر و رسوا کننده تر است، پس تا وقت هست بجنبيد، زيرا خداوند را چيزي به شتاب وا نمي دارد و هرگاه بخواهد، خوانخواهي مي کند، و پروردگارتان در کمين است.

راوي مي گويد: پس از آن زينب خاموش گرديد و مردم حيرت زده شدند و دست پشيماني بردهان نهادند. پيرمردي را ديدم که اشک از محاسنش جاري بود و اين شعر را مي خواند:

کُهؤ لُهُمْ خَيرُ الْکُهُولْ وَ نَسْلُهُمْ

اِذا عُدَّ نَسْلٌ لا يُخيبُ وَ لا يُخْزي
 

۳ پيران آنها بهترين پيران و فرزندانشان در برابر هيچ نسلي خوار و ذليل نمي شوند.

*************
منابع :
۱- اشاره است به آيه 153 از سوره نحل. 
۲-  اشاره است به آيات از 91 و 92 سوره مريم.
- پيران آنها بهترين پيران و فرزندانشان در برابر هيچ نسلي خوار و ذليل نمي شوند.
۳-  امالي طوسي،ج 1، ص 90.

***************

التماس دعا

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و چهارم دی 1387ساعت 14:0  توسط حامد تدین قطب آبادی  | 

کربلا

 

کروکی کرب وبلا * سر راست ولله به حسین

        وقتی تو هیئت می شینی*زود می ری بین الحرمین

غصه کربلات آغا *یه عالم و دیوونه کرد

           رو فرق عاشقات حسین*یه خنجر و نشونه کرد

اگه میخوای اذن دخول* باید بری به علقمه

             کنار اون صحن و سرا *با  زنجیرو با یک قمه

            

                      (( یا ثارالله ))

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و چهارم دی 1387ساعت 13:53  توسط حامد تدین قطب آبادی  | 

یا بقیه الله

یا بقیه الله............

ما را زعیش هر دو جهان یاد وبس است

یک دم شبی اگر  روبرویم شوی بس است

از هر چه غیر  صحبت اوست  خسته می شوی

ما و نگار و خلوت یک گفتگو بس است

ما را ز روی تو و یادگار تو

از زلف تار و پود تو یک تار مو بس است

                            

                 اللهم عجل لولیک الفرج

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و چهارم دی 1387ساعت 13:39  توسط حامد تدین قطب آبادی  | 

یا فاطمه

 

    یا فاطمه الزهرا

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و چهارم دی 1387ساعت 10:24  توسط حامد تدین قطب آبادی  | 

یا حسین ع

 

   بی سرو سامان توام یا حسین (ع)

                دست به دامان توام یا حسین( ع)

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و چهارم دی 1387ساعت 10:10  توسط حامد تدین قطب آبادی  | 

الهی

 

   الهی !

       دلی ده که درکار تو جان بازیم و

                   جانی ده که کارآن جهان سازیم

 

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و چهارم دی 1387ساعت 0:29  توسط حامد تدین قطب آبادی  |